محمد تقي جعفري

119

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

* ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * ( 1 ) . ( هر كسى از مرد و زن عمل صالح بجاى بياورد در حالى كه با ايمان است ، زندگى او را با حيات پاكيزه اى آماده مىكنيم ) . در آيهء دوم حيات بى ايمان و بى عمل صالح را زندگى پليد معرفى مىكند كه در حقيقت مساوى مرگ است . از اين مباحث نتيجهء روشنى كه بدست ما مىآيد ، اينست كه دو مفهوم زندگى و مرگ نبايد از ديدگاه عاميانه منظور گشته جاندارى و انسانى كه نفس مىكشد زنده و هر موجودى كه نفسى بر نمىآورد ، مرده تلقى گردد ، بلكه زندگى و مرگ داراى مفهوم بسيار عميق و گسترده اى است كه اصلا به ذهن عاميان خطور نمىكند . حيات رشد يافتگان كاروان انسانيت فوق مفهوم عاميانه ايست كه متذكر شديم . حيات وابسته به حيات آفرين با زندگى مردم معمولى به همان مقدار متفاوت است كه چند قطرهء باران كه از يك قطعهء ابرى ناچيز فرو مىريزد و با كمترين حرارت بخار مىشود و يا در مشتى خاك مستهلك مىگردد ، يا چشمه سارى كه از اقيانوس بيكران سرازير مىگردد . آب چنين چشمه سارى ما فوق قطره‌هاى گسيختهء باران است . بنا بر اين ، حيات امير المؤمنين عليه السلام كه در عاليترين مرحلهء كمال قرار گرفته است ، فوق زندگى و مرگ معمولى است . جريان حيات وابسته به حيات آفرين ، را با تورّم اجزاى نطفهء يك نر و ماده و متلاشى شدن آن مقايسه نكنيم . حياتى كه به حيات آفرين پيوسته است ، وابسته به جنبيدن كالبد بدن نيست كه با سكون آن ، از بين برود . 9 ، 10 - هيهات بعد اللَّتيّا و الَّتى ( 2 ) و اللَّه لابن ابي طالب آنس بالموت من الطَّفل بثدى امّه

--> ( 1 ) النحل آيهء 97 . ( 2 ) بعد اللتيا و التي ضرب المثلى است و در آن مورد گفته مىشود كه شخص هر گونه حوادث و فراز و نشيب مربوط به زندگى خود را ديده باشد و تجربه هايى را كه اندوخته است ، همواره منظور نمايد . مىگويند اصل داستانش چنين است كه مردى نخست يك زن كوچكى را گرفت و در آن ازدواج در كشاكشها فرو رفت و او را طلاق داد ، بار ديگر زن بزرگى را گرفت ، باز به همان بدبختىها مبتلا شد و او را هم طلاق داد . وقتى كه به او گفتند : چرا زن نمىگيرى در پاسخ گفت : هيهات بعد اللتيا و التي